المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٢١ - قياس و قاعده در اسم ممدود
مانند: فعل و فعل در جمع اسمى كه بروزن فعله و فعله مىآيد مثل دماء.
شارح گويد:
مثال اسم مقصور همچون:
١- وزن فعل جمع فعله (بكسر فاء) مثل: مرى جمع مريه (جدال).
٢- وزن فعل جمع فعله (بضمّ فاء) مانند: دما جمع دميه (يعنى عاج و دندان فيل).
چنانچه ملاحظه مىكنيم دو كلمه: مرى و دما معتل الآخر بوده و هركدام در بين اسماء صحيح نظير دارند چه آنكه نظير مرى، قرب جمع قربه (ظرف آب) بوده و نظير دما، قرب جمع قربة (نزديكى) مىباشد.
قياس و قاعده در اسم ممدود
مصنّف گويد:
و هراسمى كه استحقاق داشته باشد قبل از آخرش الف درآيد حتما در نظيرش الف ممدوده وجود دارد.
شارح گويد:
مراد مصنّف اينست كه: هراسم صحيحى كه قبل از آخرش الف باشد بطور حتم و يقين در نظيرش از اسماء معتلّ الف ممدود وجود دارد و اين قاعده اسماء ممدود مىباشد.
مصنّف گويد:
مانند مصدر فعلى كه به همزه وصل آغاز شده مثل: ارعوى و ارتأى.
شارح گويد:
مصدر « ارعوى » ، ارعواء (حفظ نمودن) بوده و مصدر « ارتأى » ، ارتياء (محكم نمودن) مىباشد چه آنكه نظير « ارعواء » احمرار و نظير « ارتياء » اقتدار مىباشد.
و مانند: استقصاء (جستجو كردن) زيرا نظيرش استخراج مىباشد.
مصنّف گويد:
و اسمى كه فاقد نظير است و در عين حال مقصور و يا ممدود مىباشد از عرب نقل شده مانند: حجى و حذاء.
شارح مىگويد: